احمد مجد الاسلام كرمانى
516
سفرنامه كلات ( فارسى )
مطابق سنه 1148 هجرى يكسال بعد از آنكه پادشاه نادر را بخشيد و داخل خدمت كرد اتفاق افتاد ، نادر پس از وصول به اين مقام بلند چنان هنر و كفايت بىاندازه بيش از پيش ظاهر ساخت ، كه پادشاه امور قشون را كاملا به او تفويض كرد و هيچوقت در آنچه راجع بقشون بود مداخله نميكرد ، نادر برحسب اين اعتماديكه نسبت به او شده بود مصمم گرديد به اصلاح امور قشون بهپردازد كسانى را كه گمان ميكرد از او دلتنگى دارند بيرون كرده ، كسانى را كه به او مايل بودند بجاى آنها گذاشت ، هر وقت كه پول بدست او ميرسيد حقوق سرباز را بدست خود ميداد و لباس آنها را به همان قيمت كه تمام ميشد با آنها محسوب ميداشت به اين واسطه عموم نوكر را رو به خود كرد ، بعد از آنكه آنچه ميخواست شد ، جز مقابله و دفع دشمن خيالى نداشت ولى قشون او كه بيش از پانزده يا بيست هزار نفر نبودند براى حمله بعثمانىها كافى نبود ، اما بقدرى بحملات مختلف از اطراف به آنها زحمت رسانيد كه عثمانيها جرئت بيرون آمدن از اردوى خود نداشتند و بالاخره نزد شاه طهماسب فرستاده تكليف كردند كه اگر جاهائى را كه متصرفند به آنها واگذار شود مصالحه كنند و ايران را به حال خود بگذارند تا ممالك خود را از افغان پس بگيرد ، شاه طهماسب جواب داد كه در اين باب ملاحظه خواهد شد و عجالتا متاركه باشد تا جواب بعضى اظهارات دولت ايران از جانب سلطان برسد ، عثمانيها قبول كرده و قرار دادند زد و خوردى نكنند تا احكام از باب عالى صادر گردد حدود قشون آنها از يكطرف در همدان و از طرفى در تبريز و اردبيل قرار داده شد ، شاه طهماسب سفيرى به اسلامبول فرستاد با بعضى تكاليف كه قرارى فيما بين داده شود ولى تكاليف چنان سخت بود كه ميدانست قبول نخواهد شد ضمنا بسفير سپرده بود بعذر ناخوشى بطوريكه اسباب سوء ظن آنها نباشد در راه معطل شود و ورود اسلامبول را تأخير اندازد مقصود شاه طهماسب دفع الوقت بود ميخواست فرصتى يافته بخراسان برود ملك محمود حاكم مشهد را كه در اين اغتشاشها ياغى